درووووود
آخه یش
یه دوران دیگه از زندگمون گذشت
چهار سال از زندگیمون که به نظر من بهترین سال عمر یه ادم هست از موقعی که ۱۸ ساله اش و تازه پا به دنیای جووونی می ذاره تا موقعی که نمره ۲۰ هست و بعد ۲۲ سالگی
و الان که باید گفت یه مرحله ی دیگه ام تموم شده
با تموم خاطراتش
خوب همیشه همه ی خاطرات برای ادم شیرین نیست و کنارش تلخ هست که شیرینا زیبا و خواستنی می شه
دیگه الان رو دوشم یه کوله باری از تجربه احساس می کنم
از ترم دومی که یه درس رو حذف کردم
تا ترم ۸ نتونستم بگیرم
بعد ترم هشت دقیقا روز ۲۳ خرداد امتحانشو داشتم
و افتــــــــــادم
که البته خودم هم بی تقصیر نبودم
چه روزایی را پشت سر گذاشتم تا بلاخره با هزار صحبت و برگه ی میان ترم و پایان ترم را بیرون کشیدن و با تفاوتشون تا بتوونی ثابت کنی شرایط عادی نبود
با ده پاس شدم نمره ای که یه بار یکی از دوستام خیلی قشنگ وقتی شاگرد اول درستـــــکار!! کلاس داشت پز نمره هاشو می داد خیلی قشنگ گفت یه نمره مرز نگرفتی ببینی ارزشش از اون نمرات هزار برابر بیشتره
خوب البته دقیقا که فارغ التحصیل نشدم
یه پروژه ای دارم تا تموم شه عمرمو نصف می کنه از بس باید حرصشو بخووریم
به خاطرش
از علاقه ام دور شدم
از کسایی که دوستشون دارم
و تا دعواهام که به خاطر اون بین هم گروهام کردیم 
اما درسته که این نیز بگذرد
وقتی تموم بشه مثل الان که دارم به گذشته نگاه می کنم به اونم فکر می کنم و حتی زجراشم فراموش می کنم
اون چیزی که مهم هست اینه که تصمیمی را که داری چیزی را که دوست داری براش تلاش کنی تا بهش برسی
هــــــــــدف
اون مهم هست
یه شعر هست که خیلی الان به اوضاع روحیم می خوره از شاهنامه بگم و تمومش کنم
چنین است رسم سرای سپنج گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج
سر انجام نیک و بدش بگذرد شکارست مرگش همی بشکرد
خودم واقعا نمی دونم اینو نوشتم برای این که فارغ التحصیلیمو جشن بگیرم یا درد دل کنم
اما هر دوش بوده
به امید لطف خدا
و سر بلندی ایران و ایرانی
عید مبعثم به تمام مسلمانان جهان و ایران تبریک می گم
بدرووووود
|