درووود
تازگی ها وبلاگ حقوقیمون شده جایی برای فریـــــــــــاد های من
اما الان می خوام دو تا چیز رو بنویسم یکی این که
خـــــــــدا !!! کجا گیر کردم
نمی دونم چرا ما هیچ وقت کار گروهی را یاد نمی گیریم
همیشه یه عده خودشیرین و نخاله پیدا می شن که همه چیزو بهم بزنن
بابا وقتی استاد می گه من فقط فلان و فلانو برای پروژه ات می خوام حالا تو دلیلی نمی شه چون اطلاعات زیادی در این رابطه را هم داری بذاری
آخه که چی می خوای بگی تو می دوونی
یعنی بقیه نمی دوونم
وقتی برای اعتراض پیش استادم رفتم گفت
"خوب چطوری بگم نمی خواد نذارین اطلاعات اضافی روو
گفتم نمره ام نداره بازم می ذارن باید بگم نمره منفی داره "  
آخه چرااا
بیچاره استادمون می گه بیخودی برگه و هزینه از بین نره اما اونا نمی دوونم چرا زبون آدمی زاد نمی فهمن
چهار سال از دستتون کشیدم
فقط آرزو می کنم ازشون دور شم دیگه هرگـــــــــز نبینمشون
ولی یه چیز باحال بگم فضا عوض شه
ما چند روز پیش فهمیدیم ۷ ماهه سرکاریم 
اوایل ترم هشت بود یکی از پسرامون گفت عقد کرده
حالا بچه هام اصرار شیرنی بیار
آورد
استادمونم برای تشویق در جهت سیاست های نظام خودشم کیک داد
حالا فهمیدیم کلا سر کار بودیم
خوبیش اینه که من و دوستام تو گروه آخرین کسایی بودیم که فهمیدیم
این یه نقشه از پیش تعیین شده بود
همین !!!
سربلندی ایران و ارانی |