همیشه فکر می کردم آگاهی نداشتن از چیزی باعث ترس از ان خواهد شد
مثل مرگ که همیشه ازش می ترسیم چون نمی دونیم چه اتفاقی برای مان می افتد
غیر از بحث های فلسفی در مورد میل به جاودانگی و اینها
حقوق همیشه ابزاری بوده برای کنترل قدرت
یعنی صاحبان قدرت در طول سالها متوجه شده بودند که داشتن قدرت بدون محدودیت برای آنها پایداری به همراه نخواهد داشت
و با توجه به افزایش سطح آگاهی های مردم با اعمال زود و استبداد سلطنت زیاد دوام نمی آورد
یکی از ابزارهایی که می توانست روابط بین مردم و صاحبان قدرت را کنترل کند چیزی نبود جز حقوق و قانون
که خود وضع قانون ناشی از همین قدرتی بود که مردم برای حکمرانان خود قایل بودند
قانون وسیله ای بود برای تنظیم روابط مردم با دولت
حال باید دید این قانون فعالیت سیاسی را چگونه توضیح می دهد
با وجود آزادی هایی که قانون اساسی برای ملت قائل بود
قانونی که فعالیت سیاسی و جرم سیاسی را تعریف کند وجود نداشت تا این چند وقت پیش که به وسیله لایحه ای جرم سیاسی تعریف شده
هر چند در علم علوم سیاسی فعالیت سیاسی را اعمال و رفتاری که مبتی بر بر اندازی نظام هست معنی می کنند
"انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی جرم به شمار نمی آید. ولی به عنوان مثال، فعالیتهای تبلیغی علیۀ نظام ، نشر اکاذیب ، اختلاف افکنی میان ادیان و مذاهب جرم سیاسی به حساب می آید."
هر چند این لایحه هنوز به توصیب مجلس نرسیده است اما خود قدمی مثبت برای احترام گذاشتن به حقوق شهروندی و آزادی فکر و بیان است و بسیاری از نگرانی ها و تردید ها را ازیبن ببزرد
به امید آن روز
سر بلندی ایران و ایرانی |